Mousa mohammad nia


واحه - Poem by Mousa mohammad nia

می آید
کنار خرابه های دلم لختی می آساید
دستی میشوید، چایی می خورد ، نگاهی می کند
بعد به من می گوید
نه! بایستی آبادت کنم!
....... و شروع می کند به انهدام همه چیز
و می رود
به هزار بهانه انسانی با هزار دلیل متقن
بویژه آنکه ' نمیخواهم بیش از این آزارت دهم'
ومن با دلی کاملا ویران
ابلهانه می اندیشم
چه تحول شگرفی است
عشق!
ومن چقدر عاشقش بودم


Comments about واحه by Mousa mohammad nia

There is no comment submitted by members..



Read this poem in other languages

This poem has not been translated into any other language yet.

I would like to translate this poem »

word flags

What do you think this poem is about?



Poem Submitted: Wednesday, August 21, 2013

Poem Edited: Wednesday, August 21, 2013


[Hata Bildir]