Elaheh Abdi Langaan


ازادی

سرگردان شدم درجاده ی زندگی
اشنایی نیست دراین اشفته بازار
درنقطه ای کورثابت ماندم تعفن مرداب شوریدگییه زندگی را به کام خویش فرا خواند ماهیان مردارشدند اب به لجن گراییده و جلبکها سبزیه برگ رابدوش میکشند غورباغه ها غورغورکنان به ریش ادم خندیدند و هویتش را الت دست قرار دادند دراین میان کلاغ ها نیز بی تقصیرنبودند انها با غارغارکردنشان حماسه ای افریدند انها نیز همانند من خواستار ازادی بودند ازادی وازه ای که در دنیای کلاغ ها با غار غار خواهان داشت در دنیای ما چه؟ ایا میتوان غار غااااااااااااااااااااا

[Report Error]