hosein shafiei


جوراب دختر ک - Poem by hosein shafiei

جوراب دختر ک





زیر این ابرهای تار تار

میروم با چشمان اشکبار

تا قلب شکسته ات را شاد کنم کمی

شانه های خیا بان زیبا

زوزه میکشد ارابه نفرت

سفید رنگ و مغرور

این مرکب گران

دخترک فقیر در شانه خیابان تنها

نگاهش میکاود

این خیابان تار

در قلب اوست ضربت سالها

پر از غمها

معصومانه نگاه میکند

بر این تابوت گران

زیر این ابر های تار تار

کفشهای دخترک رنگ آفتاب

برنگ طلایی خورشید

دم پایی ساخته از پلاستیک های تار

جوراب تو کجاست در این شهر تار

مادران به این دخترک فکر می کنند

چگونه مردان در این شهر خواهند راند

چگونه مردان بر این ارابه های نفرت خواهند راند

چگونه مردان درخیابان این فقیر خواهند راند

در این شهر تار تار

میروم با چشمان اشکبار

تا قلب شکسته ات را شاد کنم کمی

ستاره های جنوبی

در شب تار تار

فکر میکنند بر این معصوم زار

چگونه مردان در این شهر خواهند راند

در دره ستارگان

قهرمانان فریاد میزنند

چگونه مردان در این شهر خواهند راند

حسین شفیعی


Comments about جوراب دختر ک by hosein shafiei

There is no comment submitted by members..



Read this poem in other languages

This poem has not been translated into any other language yet.

I would like to translate this poem »

word flags

What do you think this poem is about?



Poem Submitted: Tuesday, March 12, 2013



[Hata Bildir]