hosein shafiei


خوابهای طلایی - Poem by hosein shafiei

خوابهای طلایی


در این شبهای تار تار

که ستارگان بر کودکان می گریند

کودکان خوابهای طلایی میبینند

خواب خانه های روشن

خانه های گرم

بدون دیوار خشتی

بدون خواب زلزله

در حالیکه گسلها در کمینند

آنها نمیدانند

در حالیکه گرگها در کمینند

آنها نمی دانند

در میان خشت ها

خواب آهن می بینند

خواب میز ناهار

پدر با کت و شلوار

مادر با چشمان گرانیتی

در صبح زار این شهر

در پگاه صبح

مادران را گریان می بینند

با چشمان زار

پدران در شکنجه ی زمان

دستهای مادران
می لرزد از ترس زمان

صبحهای سرد

با گریه ی خورشید

بر زمین اشک آلود

ارابه های خون

در جستجوی ضعیف ترین بره ها

صدای خنده مردان چاق

بر اتومبیل ها

با کله های خام

با افکار خام

آیا نجات دهنده ای خواهد آمد

بعد از این روزهای تار

سینی طلایی ماه

روی کوه دور دور

در غبار طلایی

خواهد خواند آهنگهای رهایی

بعد از این روزهای تار

کوههای آبی

در آفتاب طلایی

قله های کوهها

در غبار طلایی

خواهند خواند آهنگهای رهایی

حسین شفیعی


Comments about خوابهای طلایی by hosein shafiei

  • Rookie - 343 Points Zahra Shariat (7/14/2013 3:54:00 AM)

    Aya she'ri darid ke Gorgi nadashte bashad
    ta negaheman ra ba amniyat dar on becharanim? ! (Report) Reply

    0 person liked.
    0 person did not like.
  • Rookie - 4 Points Nader Baheri (7/7/2013 1:32:00 AM)

    bedoone eghragh in yeki az behtarin sherhaie ke khundam.agarche talkh vali rast.
    sad but true although at the end i see lot of hopes.
    10++++
    ~nb (Report) Reply

Read all 2 comments »



Read this poem in other languages

This poem has not been translated into any other language yet.

I would like to translate this poem »

word flags

What do you think this poem is about?



Poem Submitted: Friday, March 15, 2013

Poem Edited: Friday, March 15, 2013


[Hata Bildir]