hosein shafiei


بی گناهی - Poem by hosein shafiei

بی گناهی


در بی گناهی بزرگ شدیم

بر سواحل طلایی کویر

پدران در دشت افسانه ای

آواز می خواندند

مادران با چشمان گرانیتی

با دستان شجاع

خواهران و برادران با شکوه

جاده ها طلایی

بعد از این خاطره های پر غرور

تند باد های پاییزی

میتازند بر کودکان

بر ساحل طلایی بی گناه

جای پای گرگ

بر زمین اشک آلود

تندبادهای پاییزی

خاکستر عناب

فرزندان گمشده

در کوره راهها

طلایی بود جاده ها

علف های طلایی

نزدیک پای پدر بزرگها

بر عناب شانه سرها

در فکر شانه سر

طلایی بود جاده ها

در فکر شانه سر

گل بسر بودند دختران

در این جاده های پست

که زمین زیرپاها خراب میشوند

فرزندان گمشده اند

ستارگان جنوبی گریه میکنند

بر ساحل طلایی بی گناه

جای پای گرگ

در قلبها خواهد ماند جاده های طلایی

در قلبها خواهد ماند غرور پدران

در حالیکه تندبادها میتازند بر فرزندان

سینی طلایی ماه

روی کوه دور

در غبار طلایی

میخواند آهنگهای رهایی

حسین شفیعی


Comments about بی گناهی by hosein shafiei

  • Rookie - 4 Points Nader Baheri (7/7/2013 1:28:00 AM)

    i read it several times.for me it s a little bit stupendous but poignant.
    thanks my friend~nb (Report) Reply

    1 person liked.
    0 person did not like.
Read all 1 comments »



Read this poem in other languages

This poem has not been translated into any other language yet.

I would like to translate this poem »

word flags

What do you think this poem is about?



Poem Submitted: Friday, March 15, 2013



[Hata Bildir]