مرثیه ی گیسوانم Poem by shokoofe jabbari

مرثیه ی گیسوانم

از سینه ی من
شیر بنوش
و مرا
به تماشای دنیا ببر
از حنجره ی خسته مان
مرثیه ی گیسوانم
می پیچاند
هر آنچه را که
در قبله ی تنت
به عاریت گرفت
من
سیب را
به یکباره
گاز می زنم
از برای دوست داشتن
می خواهم زن باشم

COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success