دریای من Poem by ALI ABDOLLAHI

دریای من

1.
دریا کمی بزرگتر از تشتی ست
که از بام آسمان افتاده
و هیچ کاری هم نمی شود کرد
هی باید ناز ستاره های خیس را کشید
و از کف کفش خود
گل و لای کهکشانهایی را زدود
که در مداری محدود می چرخند
ولی به اندازه ی یک سطر'خیام'
حقیقت ندارند.

2.
سمج تر از دریا
خودِ دریاست
خسته تر از دریا
خودِ دریاست
با آن که مخزن اشکهاست
آوازهای شاد می خواند.

COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success