Ahmad Mahmood Imperator Poems

Hit Title Date Added
1.
هنوز عزم متین است بر نمی گردی

هنــــــوز عــــزم متین است بر نمیگردی

سخن، سخن ز یقیــــن است بر نمیگردی
...

زاد روز تان شاد و خجسته بادا!

هر شاعری در تصاحب روح ِواژه‌ها برتری دارد، اما محور کلام من بر اوصاف شاعری‌‌ می‌چرخد که محبوب دل‌ها، کوشا ، متجسس در حقیقت کنکاش‌گرِ واژه های‌ست که با خامه و ورق ، عهد و‌ پیمان ناگسستنی بسته و بی محابا پیش رفتن و جستجوی‌گری را می پسندد.
احمد محمود امپراطور شاعر گرانقدر و روشن ضمیرِ که اهل بدخشان است با سرایش اشعار، پارچه های ادبی با طرح ِ نمادین گرافیک های زیبا، دکلمه های متعالی مشعل بدست کاروان جهانِ ادب و فرهنگ بوده از جمله شاعران و نویسندگانی‌ست که خوشبختانه سالیان متمادی‌ست که من باافتخار در اجلاس معرفت با‌ایشان آشنا‌ هستم.
...

3.
دوران بقا چو باد صحرا بگذشت

شبی از ماه دلو سال جاری، با مادر جانم یادی گذشتگان کردیم.
در لابلای گفت وگو ها، ابیاتی در ذهنم جان گرفت؛ یادگار روزگاری که نه‌ ساله بودم و برای نخستین‌ بار از کابل به زادگاه نیاکانم، به ولسوالی کِشمِ بدخشان، رفتم.
آن روز ها شرایط جنگ حاکم بود و رفت‌ و آمد ها میان بدخشان و کابل بسیار محدود بود
هنوز بی‌بیِ مادری‌ ام را ندیده بودم.
...

4.
زن سرود جاودان عشق و فداکاری

زن؛ سرود جاودان عشق و فداکاری

زن، مرقع‌نگار بی‌همتای لطافت هستی و پرتوی حکمت ازلی است؛ گوهری درخشان که در سیمای معنوی‌اش، روشنای مهر، شکوه وقار، ژرفای فداکاری و استواری اندیشه درهم‌تنیده‌اند.
وجود ارزشمند او، آیینه‌ای صیقل‌یافته از معرفت، و نگاهش پژواکی از خرد ناب است.
...

5.

یکی سنگ و یکی خشت و یکی بازار می دزدد
یکی کــاخ و یکی کـوخ و یکی دربار می دزدد
یکی در نوبهاران دوست میگردد به جسم و جان
یکی در تیــــره مه بیگانــه و اســرار می دزدد
...

6.
تا مسلمان ز خدا منکر شد

تا مسلمــان ز خـــدا منــــکر شد
چشـــم او دست نــگرِ کــافر شد
نشه ی حرص و طمعـــــــــه زور آمد
آدمــــی عقـــــــــل بــــداد و خر شد
...

بدترین سرنوشت آن است که نقاب از چهره‌ی حقیقت برداری و
بر نهان‌خانه‌ی رازهای هستی آگاه گردی،
لیک ناچار شوی در پیشگاه بیداد و نادانی،
دم فروبندی و خویشتن را در پرده‌ی تغافل فروپوشی.
...

مقدم بهار خجسته باد!
بدشت عشق من هر سال منتظر هستم
که همچو لاله برون آیی و بهار کنیم
---
...

#شب_حریم_اسرار_و_آستانه‌ی_الهام

شب، حریم اسرار و آستان قدس الهام است،
قلمرویی که در سکوتش، روح به بلندای افلاک عروج می‌کند
...

10.
این خزان نوبهار خواهد شد

این خــــزان نوبهـار خواهد شد
دلبــــرم آشــــــکار خواهد شد
شبِ تاریــک و بخت نافـــرجام
روشـــن و برقـــرار خواهد شد
...

Close
Error Success