فروپاشی دلم
دلم با نگاهت يه جوری شده
كه دائم تو حال فروپاشيه
می ترسم به چشمات زياد خيره شم
می ترسم بفهمم كه نقّاشيه!
نه،چيزی ندارم از اين زندگی
يه چَن تا ترانه كه واسه توئه
هنوز بهترين عطر دنيای من
عرق كردنای لباس توئه
سلام ماه نازم، چرا ساكتی؟
جواب سلامم سلامه، ميدی؟
خودت گفته بودی كه تو عكستم
باهام زندگيتو ادامه ميدی
خودت گفته بودی كه من ريشه تم
نباشم چه جوری ميخوای گل كنی؟
خودت گفته بودی آخه لعنتی
مگه می شه بی من تحمل كنی؟
ببخش چن دقيقه حواسم نبود
يه كم لحن تندم واسه دوريه
آره خيلی وقته، تو هم يادته؟
هنوز حال و روزم همون جوريه
يه كم تو خيالت، يه كم تو خودم
يه لحظه می خندم، يه لحظه بدم
تو تقصير نداری، خودم بی هوا
تا اينجا به حرف دلم اومدم
هنوز هر چی دارم می ذارم وسط
كه حتی يه لحظه نترسی عزيز
ببخش چَن دقيقه حواسم نبود
اگه می شه واسم يه چایی بريز...
.
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem