فروپاشی دلم Poem by Arezoo beyranvand

فروپاشی دلم

فروپاشی دلم


دلم با نگاهت يه جوری شده
كه دائم تو حال فروپاشيه
می ترسم به چشمات زياد خيره شم
می ترسم بفهمم كه نقّاشيه!
 
نه،چيزی ندارم از اين زندگی
يه چَن تا ترانه كه واسه توئه
هنوز بهترين عطر دنيای من
عرق كردنای لباس توئه
 
سلام ماه نازم، چرا ساكتی؟
جواب سلامم سلامه، ميدی؟
خودت گفته بودی كه تو عكستم
باهام زندگيتو ادامه ميدی
 
خودت گفته بودی كه من ريشه تم
نباشم چه جوری ميخوای گل كنی؟
خودت گفته بودی آخه لعنتی
مگه می شه بی من تحمل كنی؟
 
ببخش چن دقيقه حواسم نبود
يه كم لحن تندم واسه دوريه
آره خيلی وقته، تو هم يادته؟
هنوز حال و روزم همون جوريه
 
يه كم تو خيالت، يه كم تو خودم
يه لحظه می خندم، يه لحظه بدم
تو تقصير نداری، خودم بی هوا
تا اينجا به حرف دلم اومدم
 
هنوز هر چی دارم می ذارم وسط
كه حتی يه لحظه نترسی عزيز
ببخش چَن دقيقه حواسم نبود
اگه می شه واسم يه چایی بريز...
.

فروپاشی دلم
POET'S NOTES ABOUT THE POEM
poet arezoo beyranvand,
COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success