بوسه ای بی اجازه می خواهم Poem by Ahmad Mahmood Imperator

بوسه ای بی اجازه می خواهم

بوســـه ای بی اجازه می خواهم
غزلی نغـــــز و تازه می خواهم
شــــــام از دست پخت ای مهرو
قــــابلی و دوپیــــازه می خواهم
قدمت روی چشــــــم من امـــــا
تهی رانــــت جمـازه می خواهم
در و دیــــــوار شهر قلبــــــم را
زینـــتِ از خــــوازه می خواهم
پای بگذار در حریـــــــم دلــــم
آتشــــــم زن گــدازه می خواهم
تنـــگ میگیرمت در آغوشــــم
سـر خود را به مازه می خواهم
بری نامــــــرد دشمنانت همیش
چـــارتکبیر، جنــازه می خواهم
تو که محمود خود خـــــریداری
سینــــــه ام را مغازه می خواهم
------------------------------
دوشنبه 13 سنبله 1396 آفتابی
که برابر میشود به 04 سپتمبر 2017 ترسایی
سرودم
احمد محمود امپراطور

بوسه ای بی اجازه می خواهم
COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success