شبی از ماه دلو سال جاری، با مادر جانم یادی گذشتگان کردیم.
در لابلای گفت وگو ها، ابیاتی در ذهنم جان گرفت؛ یادگار روزگاری که نه ساله بودم و برای نخستین بار از کابل به زادگاه نیاکانم، به ولسوالی کِشمِ بدخشان، رفتم.
آن روز ها شرایط جنگ حاکم بود و رفت و آمد ها میان بدخشان و کابل بسیار محدود بود
هنوز بیبیِ مادری ام را ندیده بودم.
...
Read full text