چه زخم های جگر سوز خورده است بدنم Poem by Ahmad Mahmood Imperator

چه زخم های جگر سوز خورده است بدنم

چه زخم های جگر سوز خورده است بدنم
همین منم که هنوزم نشسته در وطنم
به شرق و غرب و شمال و جنوب این عالم
فتاده هر طرفی بینی پاره های تنم
هزار پیرهن خود درید هزار افسوس
هنوز نم نم باران ندید یاسمنم
به تیر چشمی این چرخ آفرین گفتم
گمان نکرد که خشکیده میشود چمنم
فریب جلوه ای یاران سرسری نه خورم
که سر سپرده و جانباز دلبری کهنم
به آسمان تخیل که میکنم پرواز
رگ تحمل و احساس می درد یخنم
شهید عشقم و با خون دل رقم زده ام
ز بعد مرگ کند سرخی حله ای کفنم
مرا نوای شکستن نمی کند تهدید
چو ذره ذره شکستم دیگر نمی شکنم
به ذکر عشق کند قوت زندگی محمود
ز نام پاک تو هر لحظه پر بود دهنم
-------------------------
چهارشنبه ۱۴۰۴/۱۱/۰۱ خورشیدی
که برابر میشود به 2026/01/11 میلادی
سرودم
احمد محمود امپراطور
#عشق
#شعر
#هنر
#اندیشه

چه زخم های جگر سوز خورده است بدنم
POET'S NOTES ABOUT THE POEM
Global Peace Love Tranquility Progress Healthy Society Mutual Acceptance Poet Ahmad Mahmood Imperator Kabul
COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success