پـــری رو یـار من بودی چه میشد
گل و گلــــزار من بودی چه میشد
به جــای دشمنی و خــود پسنــدی
سر و ســـردار من بودی چه میشد
ز من دل بــرده ی، ای بی مروت
اگــــر دلــــدار من بودی چه میشد
کبابـــــم کرده غم هــــــای دو عالم
اگـر غمخــوار من بودی چه میشد
چو خاک خشک صحــرای جنونم
نــمِ رخســـــار من بودی چه میشد
شکستی ریختی کاشــانه ای عشق
علــم بــــردار من بودی چه میشد
دو دستـــــم دادی در دست رقیبان
رفیــــــقِ زار من بودی چه میشد
به هر جا شکوه از محمود کردی
تو گــر ستـار من بودی چه میشد
-------------------------------
جمعه 22 جدی 1396 آفتابی
که برابر میشود به 12 جنوری 2018 ترسایی
سرودم
احمد محمود امپراطور
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem