دوستی با مردمان سفله و نانی نکن Poem by Ahmad Mahmood Imperator

دوستی با مردمان سفله و نانی نکن

دوستی بـا مردمـان سفـله و نـانی نکن
پول و وقت خویش را بر هـرزه ارزانی نکن
یک نگاهی گــرم و یک لبخند داریـم آرزو
سوی ما از بی کسی ها چینی پیشانی نکن
حرص را میکن دفن، در گور شوق نابجا
چون گدایی گر به هر در لفظ گردانی نکن
خود رئیس خویش می باش اندرین دار فنا
فکرِ چوکی و مقامی خانه سامانی نکن
همـرهی یار بدخشانی بساز و شاد زی
آرزوی دخترانِ شوخی تهرانی نکن
گر رسد نان و پیاز و چمچه ی از آب سرد
شـــوقِ پیزا و کباب و آش و بولانی نکن
از سیاست دور باش آدمگری را پیشه کن
هفت پشت خویش را با حیله زندانی نکن
بگذر از ظلم و دو روزِ زندگی وارسته باش
لحظه های عمر خود با رنج طولانی نکن
رو مکن با چرس و تریاک و شراب و خود سری
این حیات بی گزند خویش تاوانی نکن
با کتاب و دفتر و دیوان و خوانش خو بگیر
در پس هر رمه ی بز رفتـــه چوپانی نکن
حرص و آز و شهوت از ما میبرد بالندگی
دور از خود خصلت زیبای انسانی نکن
حلقه ی گوش خودت میساز ابیات مـرا
گفته ی محمود را ناخوانده قربـانی نکن
--------------------------------------------
سه شنبه 23 دلو 1397 خورشیدی
که برابر میشود به 12 فبروری 2019 ترسایی
سرودم
#احمد_محمود_امپراطور

دوستی با مردمان سفله و نانی نکن
POET'S NOTES ABOUT THE POEM
Global Peace Love Tranquility Progress Healthy Society Mutual Acceptance Poet Ahmad Mahmood Imperator Kabul
COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success