بیا تو یک غزلِ تازه از بهار بخوان
بیا و موجِ شرر را تو آبشار بخوان
بیا به کشورِ دل حکمِ سلطنت میران
بیا ترانه ای یک چشم انتظار بخوان
بیا هوای مرا عاشقانه تر می ساز
بیا دو دیده ای خونبار من انار بخوان
بیا خیالِ مرا گلشنِ تکامل کن
بیا خبر ز دلِ رفته در حصار بخوان
بیا نوازشِ احساس را تو از سر گیر
بیا فضای دل انگیز مرغزار بخوان
بیا رقیبِ مرا با محبتت می سوز
بیا تو این بغل خالی را دیار بخوان
بیا گره بگشا گیسوانِ مشکین را
بیا تو رمزِ معمای بی شمار بخوان
بیا به حسنِ خودت عالمی منور ساز
بیا به خالق هستی تو کردگار بخوان
بیا تو محمود از این اختناق بیرون کن
بیا تو سطری ز اندوه و رنج یار بخوان
---------------‐----‐----------------‐----‐----
چهارشنبه ۲۶ سنبله ۱۳۹۹ خورشیدی
که برابر میشود به 16سپتمبر 2020 ترسایی
سرودم
#احمد_محمود_امپراطور
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem