بیا تو یک غزل تازه از بهار بخوان - شاعر احمد محمود امپراطور Poem by Ahmad Mahmood Imperator

بیا تو یک غزل تازه از بهار بخوان - شاعر احمد محمود امپراطور

بیا تو یک غزلِ تازه از بهار بخوان
بیا و موجِ شرر را تو آبشار بخوان
بیا به کشورِ دل حکمِ سلطنت میران
بیا ترانه ای یک چشم انتظار بخوان
بیا هوای مرا عاشقانه تر می ساز
بیا دو دیده ای خونبار من انار بخوان
بیا خیالِ مرا گلشنِ تکامل کن
بیا خبر ز دلِ رفته در حصار بخوان
بیا نوازشِ احساس را تو از سر گیر
بیا فضای دل انگیز مرغزار بخوان
بیا رقیبِ مرا با محبتت می سوز
بیا تو این بغل خالی را دیار بخوان
بیا گره بگشا گیسوانِ مشکین را
بیا تو رمزِ معمای بی شمار بخوان
بیا به حسنِ خودت عالمی منور ساز
بیا به خالق هستی تو کردگار بخوان
بیا تو محمود از این اختناق بیرون کن
بیا تو سطری ز اندوه و رنج یار بخوان
---------------‐----‐----------------‐----‐----
چهارشنبه ۲۶ سنبله ۱۳۹۹ خورشیدی
که برابر میشود به 16سپتمبر 2020 ترسایی
سرودم
#احمد_محمود_امپراطور

بیا تو یک غزل تازه از بهار بخوان - شاعر احمد محمود امپراطور
POET'S NOTES ABOUT THE POEM
Global Peace Love Tranquility Progress Healthy Society Mutual Acceptance Poet Ahmad Mahmood Imperator Kabul
COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success