قار و قور كنان پديدار شدند از دل باد
پيش آمدند
از دروازههاي پر زير و زار مرگ
گذشتند
و
- خداوندا -
بدون آنكه كسي حتي بو ببرد همچنان قار و قور ميكنند.
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem