برای تو
تو را ای باغ و ای بوستان
تو را ای خور و ای زیبا
ستایش می کنم از جان
.
تویی امید و مهر، رویا
تویی یک آسمان، بی ابر
تویی امواج، از یزدان
.
تو میزبانی، به میهمانان
که گمگشته، میکاوند
به درگاهت، ره درمان
.
تو کوهی، رودی و دریا
تو هم راهی و رهپیما
چو استادی و معدن، کان
.
به پیش پای تو، گالا
فرود اید، شود دولا
هر آنکه عاقل است، دانا
.
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem