درد هزار حادثه دارد هوای ما
خون دل فلک شده آب و غذای ما
عید و برات و شام محرم به ما یکیست
مسکن گزیده بخت نگون در سرای ما
امید و آرزو به سفر رفته تا ابد
بر بسته درب رحمت خود را خدای ما
دهقان مریض و مزرعه گردیده پایمال
بگرفته جشن صاعقه روزی عزای ما
از شرح حال روزی بد و نیک ما مپرس
گندم تر است و کند بود آسیای ما
راهی برای عشق و محبت نمانده است
از بسکه کینه کرده ملوس فضای ما
خاطر نشان کنم که توقع جهالت است
باشد شعار دوستی، مهر و وفای ما
محمود در قلمرو بیدارد روزگار
بر اتهام خوبی بدادند جزای ما
------------------
بامداد چهارشنبه ۱۳ سرطان ۱۴۰۳ خورشیدی
که برابر میشود به July 3,2024
سرودم
#احمد_محمود_امپراطور
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem