شعر Poem by DAIVA ČEPAUSKAITĖ

شعر

من ماده گاوي هستم كه اسمش شعر است،
كَمَكي شير ميدهم،
معموليست با 5/2 درصد چربي،
گاهي وقتها
تا سه درصد هم ميرسد البته،
مفتخرم كه با مدرنترين تكنولوژي
روي شيرم كار ميكنند
و در «تتراپكهاي» كاغذي
به دست مصرفكنندگان پر افاده ميرسد،
مبتلا ميشوم به همه نوع بيماريي كه
هر زنده-جاني با آن بيگانه نيست،
و در كتابهاي آموزشي دامپزشكي
با نهايت دقت توصيفشان كردهاند
در چراگاهي خوب ميچرم
(كار دسته جمعي با صفاست،
از سد و بندهاي زباني خبري نيست)
از ترمز كردن و تكنيك باغ وحش ميترسم
من البته طور ديگري هم ميتوانم مفيد باشم-
اگر زمهرير از راه برسد،
اگر نفس راحتي بكشم
پابرهنه از كپههاي خودم بالا ميروم،
و تو خواهي ديد: چه گرمايي!
بالا ميرود شير
از كف پا تا خود فرق سرم.

COMMENTS OF THE POEM
READ THIS POEM IN OTHER LANGUAGES
Close
Error Success