گفتم هوا آلوده شد
گفتا بیا شیری بنوش
گفتم ولی پالم دارد آن
گفتا سپس چایی بنوش
گفتم ولی رنگ، عطر، سم
گفتا که آب؛ تُنگی بنوش
گفتم ولی نیترات آن...
خب آبِ لیمویی بنوش
گفتم اسید در آن زدند
هان! خب سِوِن آپی بنوش
دارد اسیدِ فسفریک
گفتا که باز شیری بنوش
گفتم خداحافظ عزیز،
اهّه... هوا؛آلوده؟! کوش؟
گفتا بیا باز پیش من
رنگی ز نیرنگی بنوش
#فرزاد_جهانبانی
سروده 306
#Farzad_Jahanbani
Poem 306
This poem has not been translated into any other language yet.
I would like to translate this poem